محمد بن عبد الله بن عمر
مقدمه 38
خلاصهء سيرت رسول الله ( ص )
بر أساس سند معتبر وأقوال شاهدان عيني نقل خبر مىكردهاند ، وبا آن كه غالب اين اشخاص در نقل أحاديث مربوط به احكام وسنن نيز دخيل بودهاند ، به نقل اخبار مربوط به مغازى مشهور شدهاند ، وهمه از مكتبى برخاستهاند كه از قرن أول هجرى قمري ، براي تحقيق در علم حديث ، در مدينه پديدار گشت ، وپايه وأساس أصولي در آن گذارده شد كه به موجب آن كيفيت جمعآورى أحاديث و ، خصوصا ضوابط مربوط به ذكر سند اخبار تنظيم گرديد ، ودرجهء اعتقاد وايمان والتزام عمل به احكام شرع در درجهء وثوق روايت كنندگان مؤثر شناخته شد . با وجود مراتب فوق نمىتوان انكار كرد كه ابن إسحاق وحتى ابن هشام ، وسعت اطلاعات خود را ، دربارهء تاريخ قبل از اسلام وآنچه مجموعا كتاب المبتدأ ناميده مىشود ، وحتى دربارهء بعضي از وقايع بعد از اسلام ، مديون آثار ديگرى غير از آثار وأقوال محدثان محل اعتماد واكرام مدينه وكوفه وبصره بودهاند . ابن إسحاق گاهى از دانشمندان واشخاصى كه از ذكر نام ايشان خوددارى « 1 » نموده وگاهى هم از علماى أهل كتاب نقل قول كرده است وبه همين جهت هم در معرض انتقاد واقع شده است « 2 » . از جملهء دانشمندانى كه در وسعت اطلاعات ابن إسحاق وهمچنين ، ابن هشام سهم بزرگى داشتهاند ، أبو عبد الله وهب بن منبّه است كه ابن إسحاق در قسمت معروف به كتاب المبتدأ از گفتههاى أو استفاده برده است . وهب بن منبّه ( متولد 34 ومتوفى به سال 110 يا 114 ) از أهل صنعاء ودر زمان عمر بن عبد العزيز ، قاضى آن شهر بوده است . أصل أو إيراني واز جمله ابنا بوده ، يعنى از أولاد لشكريانى كه در زمان خسرو انوشيروان در سال 570 ميلادي ، براي كمك به سيف ذي يزن وبيرون راندن حبشيان از يمن ، اعزام شده بودند . چنان كه مىدانيم ، مردم يمن در زمان پيغمبر أكرم صلعم به اسلام درآمده بودند وتولد وهب در سال 34 هجرى قمري يعنى در زمان عثمان اتفاق افتاده ومسلما پدر وهب مسلمان بوده است . بر طبق منابع مختلفه خصوصا تاريخ طبري أو اطلاعات فراوانى دربارهء خلق عالم ونوشتهها وحكايات يهوديان وعيسويان وقصص الأنبياء وإسرائيليات وداستانهاى مربوط به عربستان جنوبي قبل از اسلام در دست داشته است . از طريق وهب است كه دانشمندان اسلامى از اين گونه اطلاعات باخبر شدهاند ، وهمچنين ، از طريق اوست كه قصص يهوديان وعيسويان را قصّاص وداستانسرايان ميان مردم شايع كردهاند . بنابراين ، ابن إسحاق در جمعآورى معلومات تاريخي وخبري خود با دو مكتب وطريقهء كاملا
--> ( 1 ) . در اين موارد محمد بن إسحاق به عباراتى مانند حدثت ( به صيغهء مجهول ) ، ذكر لي ( به صيغهء مجهول ) ، حدثني بعض أصحابنا ، حدثني بعض أهل العلم ، حدثني من لا أتهم وبعضي عبارات مبهم ديگر متوسل شده است . شايد در پشت اين پردهء ابهام عدهاى هم از علماى أهل كتاب مقصود بودهاند . ( 2 ) . - ابن حجر ، تهذيب ، ج 9 ، ص 45 .